محمد تقي جعفري
411
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
زنده هستند ولى شما درك نمىكنيد . ) 10 - مسئلهء دوم - چرا مرگ را آرزو نمىكنند ؟ « قُلْ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ اَلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا اَلْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . وَلا يَتَمَنَّوْنَه أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَالله عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ . قُلْ إِنَّ اَلْمَوْتَ اَلَّذِي تَفِرُّونَ مِنْه فَإِنَّه مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ اَلْغَيْبِ وَاَلشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » 62 : 6 - 8 ( 1 ) ( بگو اى مردمى كه به يهوديت گرويدهايد ، اگر گمان مىكنيد كه تنها شما اولياء الله هستيد ، نه ساير مردم ، مرگ را آرزو كنيد ، اگر راست مىگوييد . آنان ( قوم يهود ) هرگز مرگ را به جهت كردارهايى كه با اختيار خود انجام دادهاند آرزو نخواهند كرد و خداوند به ستمكاران دانا است . آيات فراوان مىگويد : مرگ پايان كار نيست ، بلكه پايان كشت و كار و آغاز درو كردن و مشاهدهء محصول است . مرگ مقدمهء ديدار خدا است . پس خود مرگ به كلى نامفهوم است ، زيرا كيست كه از پلى كه از روى آن براى ملاقات محبوبش عبور خواهد كرد بيم و هراس داشته باشد ؟ براى شناخت مرگ از ديدگاه اسلام ، مرگ از ديدگاه على عليه السلام را مطالعه كنيم . پس از اين چند مقدمه ، رابطهء انسان را با زندگى و مرگ در اسلام از ديدگاه على عليه السلام مىتوان دريافت . اگر اندك تاملى در مفهوم زندگى على بنماييم ، شايد لذت خوش آمد گفتن على را بمرگ كه در هنگام حلقه زدن بدر جانش فرمود ، در يابيم . بعضى از جملات حيرت آورد يگانه قهرمان زندگى و مرگ را مطالعه كنيد :
--> ( 1 ) سوره الجمعة ، آيهء 6 و 7 و 8 . .